contacts

con·tacts/ˈkɒntækts/
1noun (اسم)commonplural (جمع): contacts

اسم — مخاطبان

مخاطبانتماس‌هاآشنایان

افرادی که با آن‌ها ارتباط یا تماس داریم، معمولاً برای اهداف کاری یا اجتماعی

People with whom one has a connection or communication, often for business or social purposes

«او مخاطبان زیادی در صنعت دارد.»

He has many contacts in the industry.

«اطلاعات تماس او را از دست دادم.»

I lost her contact information.

تفاوت با واژه‌های مشابه
connectionsارتباطات

رایج. بر روابط اجتماعی یا حرفه‌ای تأکید می‌کند.

Common. Emphasizes social or professional relationships.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): contactedpast participle (مفعولی): contacted-ing (حال): contacting3rd (سوم): contacts

فعل — ارتباط برقرار می‌کند

ارتباط برقرار می‌کندتماس می‌گیرد

صورت سوم شخص مفرد فعل contact به معنی برقراری ارتباط با کسی

Third person singular present of 'contact', to communicate with someone

«او مرتباً با مشتریانش ارتباط برقرار می‌کند.»

She contacts her clients regularly.

«او با دفتر تلفنی تماس می‌گیرد.»

He contacts the office by phone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reachesدسترسی دارد

مترادف غیررسمی که بر شروع ارتباط تأکید دارد.

Informal synonym emphasizing initiating communication.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000