cop oneself on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cop one·self on/kɑp wʌnˈsɛlf ɑn/
phrase (عبارت)slang

عبارت — به خود آمدن

به خود آمدنحواسش به خودش جمع شدن

متوجه رفتار یا وضعیت خود شدن و عاقلانه عمل کردن است.

To become aware of one's own behavior or situation and act sensibly.

«او باید به خودش بیاید.»

He needs to cop himself on.

«پیش از آن‌که کارت را از دست بدهی، حواست را جمع کن.»

Cop yourself on before you lose your job.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000