correlated

cor·re·lat·ed/ˈkɒrəleɪtɪd/
adjective (صفت)formal

صفت — مرتبط

مرتبطوابسته

دارای رابطه‌ی متقابل یا اتصال، به ویژه از نظر آماری.

Having a mutual relationship or connection, especially statistically.

«مجموعه داده‌های مرتبط روندهای مشابهی نشان می‌دهند.»

Correlated data sets show similar trends.

«متغیرها به شدت مرتبط هستند.»

The variables are highly correlated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
connectedمرتبط

متداول. به طور کلی چیزهای مرتبط را توصیف می‌کند.

Common. Generally describes linked things or concepts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000