corruptly

cor·rupt·ly/kəˈrʌptli/
corruptmorally broken or dishonest-lyin a manner of
adverb (قید)formal

قید — به طور فاسدانه

به طور فاسدانهبه صورت رشوه‌ای

به شکلی ناصادقانه یا از نظر اخلاقی فاسد، معمولاً برای کسب نفع.

In a dishonest or morally degraded way, typically to gain advantage.

«او برای به دست آوردن قرارداد به طور فاسدانه عمل کرد.»

He acted corruptly to secure the contract.

«مقامات به رفتار فاسدانه متهم شدند.»

Officials were accused of behaving corruptly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000