cosmopolitan

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cos·mo·pol·i·tan/ˌkɒzməˈpɒlɪtən/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more cosmopolitansuperlative (عالی): most cosmopolitan

صفت — جهانی

جهانیکائناتی

آشنا و راحت در فرهنگ‌ها و کشورهای مختلف.

Familiar with and at ease in many different countries and cultures.

«نیویورک شهری جهانی است.»

New York is a cosmopolitan city.

«او دیدگاه جهانی به زندگی دارد.»

She has a cosmopolitan outlook on life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
worldlyدنیا دیده

رسمی. معنای مشابه؛ worldly به تجربه زندگی و فرهنگ‌ها اشاره دارد، cosmopolitan گسترده‌تر است.

Formal. Similar meaning; worldly refers to experience in life and cultures, cosmopolitan is broader.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000