در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مقدار پولی که برای خرید، انجام یا به دست آوردن چیزی لازم است.
The amount of money needed to buy, do, or get something.
«هزینه زندگی افزایش یافته است.»
“The cost of living has increased.”
«هزینه کلی چقدر است؟»
“What is the total cost?”
روزمره. عمدتاً به مقدار پولی اشاره دارد که چیزی برای فروش عرضه میشود. 'قیمت ماشین.' در حالی که مرتبط است، 'هزینه' میتواند به هزینههای متحمل شده برای تولید چیزی نیز اشاره کند.
Everyday. Primarily refers to the amount of money at which something is offered for sale. 'The price of the car.' While related, 'cost' can also refer to the expense incurred in producing something.
روزمره. اغلب به پولی که خرج شده یا برای چیزی لازم است، به ویژه مخارج منظم اشاره دارد. 'هزینههای زندگی.' 'هزینه' عمومیتر است و میتواند شامل هزینه اولیه برای یک کالا باشد.
Everyday. Often refers to money spent or required for something, especially regular outlays. 'Living expenses.' 'Cost' is more general and can include the initial outlay for an item.
مستلزم پرداخت مقدار مشخصی پول قبل از بدست آوردن یا انجام آن بودن.
To require the payment of a specified amount of money before it can be acquired or done.
«این ماشین پول زیادی میارزد.»
“This car costs a lot of money.”
«برای شما گران تمام خواهد شد.»
“It will cost you dearly.”
روزمره. به مبلغی اشاره دارد که فروشنده یا ارائهدهنده خدمات درخواست میکند. 'آنها برای قهوه خیلی زیاد مطالبه میکنند.' در حالی که شبیه 'cost' است، 'charge' به عمل تعیین قیمت برای مشتری اشاره دارد.
Everyday. Refers to the amount a seller or service provider asks for. 'They charge too much for coffee.' While similar to 'cost', 'charge' implies the action of setting a price for a customer.