crack through

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kræk θru/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — شکافتن و عبور کردن

شکافتن و عبور کردنراه باز کردن

از مانع یا لایه‌ای دشوار شکافتن و عبور کردن.

to break through a barrier or difficult layer

«نور خورشید از میان ابرها راه باز کرد.»

Sunlight cracked through the clouds.

«مته از سنگ عبور کرد.»

The drill cracked through the rock.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000