در حال آمادهسازی واژه...
Adam Wyman / Unsplash
گوشت خوراکی خرچنگ.
The edible flesh of a crab.
«او سالاد گوشت خرچنگ برای شام درست کرد.»
“She prepared a crabmeat salad for dinner.”UKUS
«گوشت خرچنگ منبع غنی پروتئین است.»
“Crabmeat is rich in protein.”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000