در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل خزیدن؛ به آرامی و بیصدا حرکت کردن، معمولاً برای مخفی ماندن.
Past tense of creep; moved slowly and quietly, often to avoid being noticed.
«او آرام کنار دیوار خزید.»
“He creeped along the wall quietly.”
«گربه بیصدا وارد اتاق شد.»
“The cat creeped into the room unnoticed.”