cressy

cres·sy/ˈkrɛs.i/
cressa leafy green herb-ycharacterized by
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): cressiersuperlative (عالی): cressiest

صفت — شبیه کاسنی

شبیه کاسنیمربوط به کاسنی

شبیه یا مربوط به کاسنی؛ دارای ویژگی‌های گیاه کاسنی.

Resembling or pertaining to cress; having qualities of cress.

«غذا طعمی شبیه کاسنی داشت.»

The dish had a cressy hint of flavor.

«شاخ و برگ‌های شبیه کاسنی در سالاد استفاده شدند.»

Cressy shoots were used in the salad.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000