در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ایجاد یا باعث شدن چینهای کوچک یا تاخوردگی با تا کردن یا فشار دادن.
Forming or causing small folds or wrinkles by folding or pressing.
«پارچه پس از شستن چروک شده است.»
“The fabric is crimpling after washing.”
«او داشت کاغذ را تا میزد تا بافت ایجاد کند.»
“She was crimpling the paper to make a texture.”