crosswise

cross·wise/ˈkrɒs.waɪz/
crossacross or intersecting-wisein the manner or direction of
adverb (قید)commontype (نوع): placeposition (جایگاه): middle

قید — عرضی

عرضیمورب

به شکلی که از میان یا به صورت مورب و عمود بر چیزی دیگر است.

In a direction that goes across or diagonally; at right angles.

«تخته را به صورت عرضی روی میز بگذار.»

Place the board crosswise on the table.

«پارچه به صورت عرضی بریده شد.»

The fabric was cut crosswise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diagonallyقطری

برای جهت مورب استفاده می‌شود که مشابه crosswise ولی بیشتر مورب است.

Common for indicating a slanting direction, similar to crosswise but diagonal implies slant rather than strictly perpendicular.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000