crossways

cross·ways/ˈkrɒsweɪz/
crossto go acrosswaypath or direction-splural
adverb (قید)common

قید — مورب

مورباز کنار به کنار

به‌صورت مورب یا از یکی به سوی دیگر عبور کردن.

Diagonally or across from one side to another.

«باد به طور مورب از سمت میدان وزید.»

The wind blew crossways across the field.

«او به طور مورب از میان جمعیت دوید.»

He ran crossways through the crowd.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000