crucifix

cru·ci·fix/ˈkruːsɪfɪks/
noun (اسم)commonplural (جمع): crucifixes

اسم — صلیب مسیحی

صلیب مسیحی

صلیب مزین به مجسمه عیسی مسیح که به صلیب کشیده شده

A cross with a figure of Jesus Christ crucified on it

«او صلیب مسیحی را دور گردنش آویزان کرد.»

He wore a crucifix around his neck.

«صلیب مسیحی روی دیوار کلیسا آویزان بود.»

The crucifix hung on the church wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crossصلیب

رایج. صلیب ساده بدون مجسمه عیسی؛ مرتبط اما متفاوت.

Common. A plain cross without the figure of Christ; related but different.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000