crumb

/krʌm/
noun (اسم)commonplural (جمع): crumbs

اسم — خرده نان

خرده نانقطعه کوچک

تکه کوچک یا ذره‌ای از نان یا کیک.

A small fragment or particle of bread or cake.

«بعد از صبحانه روی میز خرده نان بود.»

There were crumbs on the table after breakfast.

«او خرده نان‌ها را از روی پیراهنش پاک کرد.»

He brushed the crumbs off his shirt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fragmentتکه

رایج. تکه کوچک کلی از چیزی، بسته به زمینه قابل تعویض است.

Common. General small piece of something, interchangeable in context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000