cruised

/kruːzd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): cruisedpast participle (مفعولی): cruised-ing (حال): cruising3rd (سوم): cruises

فعل — گردش کردن

گردش کردنسفر آرام

گذشته فعل cruise به معنی سفر کردن با سرعت متوسط و آرام، معمولاً برای خوش‌گذرانی.

Past tense of cruise: to travel smoothly at a moderate speed, often for pleasure.

«آن‌ها تمام روز کنار ساحل سفر آرام داشتند.»

They cruised along the coast all day.

«کشتی با سرعت ثابت حرکت کرد.»

The ship cruised at a steady pace.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sailedبادبانی کردن

رایج و مخصوص سفرهای دریایی اما cruise روی تفریح تاکید دارد.

Common. Can be used for traveling by water but 'cruise' emphasizes leisure more.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000