crystal clear

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

crys·tal clear/ˈkrɪstəl klɪr/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more crystal clearsuperlative (عالی): most crystal clear

صفت — کاملاً روشن

کاملاً روشنشفاف

بسیار روشن و آسان برای فهمیدن یا دیدن است.

Extremely clear and easy to understand or see.

«دستورهای او کاملاً روشن بود.»

Her instructions were crystal clear.

«آب کاملاً شفاف است.»

The water is crystal clear.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000