در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مردی که همسرش به او خیانت کرده است.
Husband whose partner has been unfaithful to him.
«او پس از خیانت احساس تحقیر و شکست خوردگی کرد.»
“He felt humiliated and cuckolded after the betrayal.”
«حکایتی درباره انتقام مردی که همسرش خیانت کرده بود بود.»
“The story told of a cuckolded husband’s revenge.”