adjective (صفت)archaic
صفت — مردی که همسرش خیانت کرده
مردی که همسرش خیانت کرده
مردی که همسرش به او خیانت کرده است.
Husband whose partner has been unfaithful to him.
«او پس از خیانت احساس تحقیر و شکست خوردگی کرد.»
“He felt humiliated and cuckolded after the betrayal.”
«حکایتی درباره انتقام مردی که همسرش خیانت کرده بود بود.»
“The story told of a cuckolded husband’s revenge.”