اسم — بازیکن کرلینگ
بازیکن کرلینگکرلر
کسی که ورزش کرلینگ انجام میدهد.
A person who plays the sport of curling.
«او بازیکن ماهری در تیم کرلینگ است.»
“She is a skilled curler on the team.”
«بازیکن کرلینگ سنگ را روی یخ سر داد.»
“The curler slid the stone across the ice.”
2noun (اسم)commonplural (جمع): curlers
اسم — بیگودی
بیگودیفرکننده مو
وسیلهای برای فر کردن یا حالت دادن به موها.
A device used to curl hair or make curls.
«او از فرکننده مو برای آرایش موهایش استفاده کرد.»
“She used a curler to style her hair.”
«بیگودیهای برقی استفاده آسانی دارند.»
“Electric curlers are easy to use.”