curler

curl·er/ˈkɜːrlər/
curlto form into a curved shape-erone who performs an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): curlers

اسم — بازیکن کرلینگ

بازیکن کرلینگکرلر

کسی که ورزش کرلینگ انجام می‌دهد.

A person who plays the sport of curling.

«او بازیکن ماهری در تیم کرلینگ است.»

She is a skilled curler on the team.

«بازیکن کرلینگ سنگ را روی یخ سر داد.»

The curler slid the stone across the ice.

2noun (اسم)commonplural (جمع): curlers

اسم — بیگودی

بیگودیفرکننده مو

وسیله‌ای برای فر کردن یا حالت دادن به موها.

A device used to curl hair or make curls.

«او از فرکننده مو برای آرایش موهایش استفاده کرد.»

She used a curler to style her hair.

«بیگودی‌های برقی استفاده آسانی دارند.»

Electric curlers are easy to use.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000