cycler

cy·cler/ˈsaɪklər/
cycl-circle; cycle-erone who performs an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): cyclers

اسم — دوچرخه‌سوار

دوچرخه‌سوار

فردی که دوچرخه سواری می‌کند؛ دوچرخه‌سوار.

A person who rides a bicycle; a cyclist.

«دوچرخه‌سوار با احتیاط در خیابان‌های شلوغ شهر حرکت کرد.»

The cycler carefully navigated the busy city streets.

«دوچرخه‌سواران بیشتری برای رفت و آمد، دوچرخه‌های برقی را انتخاب می‌کنند.»

More cyclers are choosing electric bikes for commuting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cyclistدوچرخه‌سوار

روزمره. cyclist اصطلاح رایج‌تر و ترجیحی برای فردی است که دوچرخه سواری می‌کند. cycler کمتر رایج است اما همچنان قابل درک است. در تقریباً همه زمینه‌ها از cyclist استفاده کنید.

Everyday. 'Cyclist' is the more common and preferred term for a person who rides a bicycle. 'Cycler' is less common but still understood. Use 'cyclist' in almost all contexts.

bikerموتورسوار

غیررسمی. می‌تواند به فردی اشاره کند که دوچرخه یا موتورسیکلت سواری می‌کند. از biker برای دوچرخه‌سوار عمدتاً در زمینه‌های غیررسمی استفاده کنید، اما آگاه باشید که اغلب با موتورسیکلت مرتبط است.

Informal. Can refer to a person who rides a bicycle or a motorcycle. Use 'biker' for a bicycle rider primarily in informal contexts, but be aware it is often associated with motorcycles.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): cyclers

اسم — چرخه‌گر

چرخه‌گرسیکل‌سازدستگاه چرخشی

یک دستگاه یا ماشینی که یک چرخه یا مجموعه‌ای از چرخه‌ها را انجام می‌دهد، به ویژه در یک فرآیند تکراری.

A device or machine that performs a cycle or series of cycles, especially in a repetitive process.

«دستگاه سیکل‌حرارتی برای آزمایش‌های PCR ضروری است.»

The thermal cycler is essential for PCR experiments.

«این دستگاه چرخه‌سنج باتری، طول عمر انواع مختلف باتری را آزمایش می‌کند.»

This battery cycler tests the lifespan of various battery types.

3noun (اسم)technicalplural (جمع): cyclers

اسم — معامله‌گر چرخه‌ای

معامله‌گر چرخه‌ای

در امور مالی، سرمایه‌گذاری که به تجارت چرخه‌ای (سیکلی) مشغول است.

In finance, an investor who engages in cyclical trading.

«معامله‌گران چرخه‌ای تغییرات بازار را پیش‌بینی می‌کنند.»

Experienced cyclers anticipate market shifts.

«او یک معامله‌گر چرخه‌ای شناخته‌شده در بازار کالا است.»

She is a well-known cycler in the commodities market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
traderمعامله‌گر

رایج. trader یک اصطلاح کلی برای هر کسی است که ابزارهای مالی را خرید و فروش می‌کند. cycler یک *استراتژی* خاص معاملاتی را بر اساس چرخه‌های بازار مشخص می‌کند. اگر استراتژی چرخه‌ای خاص مرتبط نباشد، قابل تعویض نیست.

Common. 'Trader' is a general term for anyone who buys and sells financial instruments. 'Cycler' specifies a particular *strategy* of trading based on market cycles. Not interchangeable if the specific cyclical strategy isn't relevant.

investorسرمایه‌گذار

رایج. یک اصطلاح کلی برای کسی که سرمایه را با انتظار بازدهی در آینده تخصیص می‌دهد. cycler رویکردی خاص به سرمایه‌گذاری را توصیف می‌کند.

Common. A general term for someone who allocates capital with the expectation of a future return. 'Cycler' describes a specific approach to investing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000