dally

dal·ly/ˈdæli/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dalliedpast participle (مفعولی): dallied-ing (حال): dallying3rd (سوم): dallies

فعل — وقت‌کشی کردن

وقت‌کشی کردنبازیگوشی کردن

اتلاف وقت یا تأخیر انداختن؛ به صورت بازیگوشانه عشوه کردن.

To waste time or delay; to flirt playfully.

«وقت تلف نکن یا دیر می‌کنی.»

Don’t dally or you will be late.

«قبل از تصمیم‌گیری وقت تلف کردند.»

They dallied before making a decision.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lingerمکث کردن

رایج. بر عمل کند یا تأخیر دارد، جایگزین برای وقت‌کشی است.

Common. Emphasizes slow or delayed action, interchangeable for wasting time.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000