dap

/dæp/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dappedpast participle (مفعولی): dapped-ing (حال): dapping3rd (سوم): daps

فعل — لمس آرام

لمس آرامفرو بردن موقتی

به آرامی لمس کردن یا فرو بردن چیزی، به ویژه انگشتان یا پنجه‌ها، در مایع.

To lightly touch or dip something, especially fingers or paws, into a liquid.

«پرنده نوکش را در آب فرو برد.»

The bird dapped its beak in the water.

«او پارچه را در رنگ فرو برد.»

She dapped the cloth into paint.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dipفرو بردن

رایج. به معنای فرو بردن کوتاه در مایع است.

Common. To put briefly into liquid, similar to dap but less gentle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000