در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رقصنده مرد باله.
A male ballet dancer.
«رقصنده مرد یک اجرای تک نفره چشمگیر داشت.»
“The danseur performed a stunning solo.”
«او سخت تمرین کرد تا رقصنده حرفهای باله شود.»
“He trained hard to become a professional danseur.”