dangles

dan·gles/ˈdæŋɡəlz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dangledpast participle (مفعولی): dangled-ing (حال): dangling3rd (سوم): dangles

فعل — آویزان شدن

آویزان شدننوسان کردن

آویزان شدن یا نوسان کردن به‌صورت شل و آزاد.

To hang or swing loosely.

«کلیدها از کمربند او آویزان‌اند.»

Keys dangle from his belt.

«تزئینات از سقف آویزان هستند.»

The decorations dangle from the ceiling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hangآویزان شدن

رایج. معمولاً در زمینه آویزان بودن فیزیکی قابل جایگزین است.

Common. Usually interchangeable in physical hanging contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000