dank

/dæŋk/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): dankersuperlative (عالی): dankest

صفت — نمناک

نمناکمرطوب و سرد

نمناک، سرد و معمولاً بوی نم یا کپک‌آلود دارد.

Unpleasantly damp, cold, and often musty.

«زیرزمین پس از سیل نمناک و سرد بود.»

The basement was damp and dank after the flood.

«به دلیل هوای سرد درونِ غار، از آن غار نمناک اجتناب کردند.»

They avoided the dank cave due to the cold air inside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dampمرطوب

کلمه رایج برای کمی مرطوب بودن، کمتر بار معنایی منفی نسبت به dank دارد.

Common word for slight wetness, less negative connotation than dank.

mustyکپک‌زده

بیشتر به بوی کپک و کهنگی اشاره دارد، در زمینه بوی بد با dank شباهت دارد.

Refers mostly to stale, moldy smell associated with dampness, contextually similar to dank but more about odor.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000