danish

da·nish/ˈdeɪnɪʃ/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Danishsuperlative (عالی): most Danish

صفت — دانمارکی

دانمارکی

مربوط به دانمارک، مردم یا فرهنگ آن.

Relating to Denmark, its people, or culture.

«او از شیرینی‌های دانمارکی لذت می‌برد.»

She enjoys Danish pastries.

«در دانمارک زبان دانمارکی صحبت می‌شود.»

Danish is spoken in Denmark.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Danishes

اسم — شیرینی دانمارکی

شیرینی دانمارکی

شیرینی شیرین اروپایی که معمولاً با میوه یا پنیر خامه‌ای پر شده است.

A sweet pastry of European origin, often with fruit or cream cheese filling.

«او یک شیرینی دانمارکی برای صبحانه خرید.»

She bought a Danish for breakfast.

«قنادی هر روز شیرینی دانمارکی تازه می‌فروشد.»

The bakery sells fresh Danishes daily.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000