decease

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·cease/dɪˈsiːs/
de-down, awayceaseto stop
1noun (اسم)formal

اسم — مرگ

مرگوفات

رویداد یا واقعیت مرگ؛ فوت کسی.

The event or fact of dying; death.

«مرگ پادشاه در سراسر کشور عزاداری شد.»

The decease of the king was mourned nationwide.

«پس از فوت او مدارک ثبت شد.»

Documents were filed following his decease.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deathمرگ

رایج. در متون رسمی به جای decease به معنی پایان زندگی استفاده می‌شود. death در تمام زمینه‌ها رایج‌تر است.

Common. Interchangeable with 'decease' in formal contexts for the end of life. 'Death' is used widely in all registers, while 'decease' is more formal or legal.

passingدرگذشت

رسمی و محترمانه. در موقعیت‌های حساس برای ملایم کردن مرگ استفاده می‌شود. در زمینه‌های حقوقی یا پزشکی جایگزین decease نیست.

Formal/polite euphemism. Used in sensitive contexts to soften the meaning of death. Not interchangeable with decease in legal or medical contexts.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): deceasedpast participle (مفعولی): deceased-ing (حال): deceasing3rd (سوم): deceases

فعل — فوت کردن

فوت کردندرگذشتن

فوت کردن؛ از دنیا رفتن.

To die; to pass away.

«بیمار دیشب آرام فوت کرد.»

The patient deceased peacefully last night.

«او طی عمل جراحی فوت کرد.»

He deceased during the surgery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dieمردن

خیلی رایج. در اکثر زمینه‌ها به جای decease استفاده می‌شود، مگر در متون رسمی یا حقوقی.

Very common. Can replace 'decease' in almost all contexts except very formal/legal texts. 'Die' is neutral and universal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000