birth

/bɜːrθ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): births

اسم — تولد

تولدزایش

فرآیند به دنیا آمدن یا متولد شدن یک فرد.

The process of being born or coming into the world.

«تولد اولین فرزندش اتفاقی شاد بود.»

The birth of her first child was a joyful event.

«او دیشب دوقلو به دنیا آورد.»

She gave birth to twins last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deliveryزایمان

رسمی. در زمینه‌های پزشکی به معنای اقدام به زاییدن قابل جایگزینی است مانند «او زایمان سختی داشت». برای معانی کلی یا استعاری استفاده نمی‌شود.

Formal. Interchangeable in medical contexts referring to the act of giving birth, e.g., 'She had a difficult delivery.' Not used for broader or metaphorical meanings.

nativityتولد (خاص تولد مسیح)

رسمی/ادبی. معمولاً به تولد مسیح یا زمینه‌های دینی اشاره دارد و در کاربرد روزمره به ندرت به جای birth به کار می‌رود.

Formal/literary. Usually refers to the birth of Christ or religious contexts. Rarely interchangeable in everyday use.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): birthedpast participle (مفعولی): birthed-ing (حال): birthing3rd (سوم): births

فعل — به دنیا آوردن

به دنیا آوردنزاییدن

به دنیا آوردن نوزاد یا توله.

To give birth to a child or young.

«او ماه آینده اولین فرزندش را به دنیا خواهد آورد.»

She will birth her first child next month.

«بسیاری از حیوانات در بهار توله‌های خود را به دنیا می‌آورند.»

Many animals birth their young in spring.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deliverزاییدن، به دنیا آوردن

رسمی/پزشکی. اغلب برای عمل زایمان در زمینه پزشکی به کار می‌رود، مانند «او نوزاد سالمی به دنیا آورد». معمولاً برای حیوانات به کار نمی‌رود.

Formal/medical. Often used for the act of giving birth in medical contexts, e.g., 'She delivered a healthy baby.' Not used to describe animals normally.

give birthبه دنیا آمدن

عبارت بسیار رایج معادل فعل birth است. در مکالمه رایج‌تر از خود فعل birth استفاده می‌شود.

Very common phrase synonymous with birth as a verb. More common than 'birth' verb itself in spoken English.

متضادها
3noun (اسم)common

اسم — پیدایش

پیدایشآغازمنشأ

آغاز یا منشأ پدید آمدن چیزی.

The origin or beginning of something.

«پیدایش اینترنت جهان را تغییر داد.»

The birth of the internet changed the world.

«جنبش فرهنگی در دهه شصت به وجود آمد.»

The cultural movement had its birth in the 1960s.

تفاوت با واژه‌های مشابه
originمنشأ

رایج/رسمی. وقتی درباره شروع چیزی انتزاعی صحبت می‌شود، قابل جایگزینی است، مانند «منشأ یک سنت.»

Common/formal. Interchangeable when referring to the beginning of something abstract, e.g., 'the origin of a tradition.'

genesisآغاز، پیدایش

رسمی/ادبی. برای آغازهای بزرگ یا رسمی به کار می‌رود، در استفاده روزمره کمتر دیده می‌شود.

Formal/literary. Used for grand or formal beginnings, less common in everyday use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000