decimate

dec·i·mate/ˈdɛsɪmeɪt/
deci-ten-mateto remove or kill
verb (فعل)formalpast (گذشته): decimatedpast participle (مفعولی): decimated-ing (حال): decimating3rd (سوم): decimates

فعل — ویران کردن

ویران کردنکشتن بخش زیادی از

کشتن یا نابود کردن بخش بزرگی از چیزی.

To kill or destroy a large portion of something.

«این بیماری جمعیت را تا حد زیادی کاهش داد.»

The disease decimated the population.

«جنگ شهر باستانی را به شدت ویران کرد.»

War decimated the ancient city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destroyویران کردن

متداول. آسیب کل یا شدید وارد کردن، اغلب قابل تعویض است.

Common. To cause total or severe damage, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000