decondition

de·con·di·tion/diːkənˈdɪʃən/
de-reverseconditionstate or fitness
verb (فعل)technicalpast (گذشته): deconditionedpast participle (مفعولی): deconditioned-ing (حال): deconditioning3rd (سوم): deconditions

فعل — آمادگی جسمانی را از دست دادن

آمادگی جسمانی را از دست دادنضعیف شدن جسمانی

از دست دادن آمادگی جسمانی یا شرایط بدنی.

To lose physical fitness or conditioning.

«پس از ماه‌ها بی‌تحرکی آمادگی جسمانی‌اش را از دست داد.»

He deconditioned after months of inactivity.

«ضعیف شدن جسمانی ممکن است از استراحت طولانی در تخت ناشی شود.»

Deconditioning can result from prolonged bed rest.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000