denting

dent·ing/ˈden.tɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — ایجاد فرورفتگی

ایجاد فرورفتگیجادادن اثر فرورفتگی

عمل ایجاد فرورفتگی یا گودال کوچک روی یک سطح

The act or process of making a small hollow or depression on a surface

«فرورفتگی قابل توجهی روی درب ماشین بود.»

There was noticeable denting on the car door.

«ایجاد فرورفتگی روی بخش فلزی روند تعمیر را به تاخیر انداخت.»

Denting the metal panel delayed the repair process.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indentationفرورفتگی

رایج. به فرورفتگی کوچک یا بریدگی در سطح اشاره دارد، معمولاً عمدی یا تزئینی.

Common. Emphasizes a small cut or notch in a surface, often intentional or decorative. Not always accidental like denting.

dingفرورفتگی کوچک

غیررسمی. معمولاً فرورفتگی کوچک با حالت معمولاً خودرو است.

Informal. Usually means a minor dent or mark, often on a vehicle.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000