deprivation

de·pri·va·tion/ˌdɛprɪˈveɪʃən/
de-down, awayprivtake away-ationprocess or action
noun (اسم)formal

اسم — محرومیت

محرومیتفقدان

حالت کمبود یا محرومیت از چیزی مهم، مثل نیازهای اساسی یا حقوق.

The state of lacking or being denied something important, such as basic needs or rights.

«کم‌خوابی می‌تواند بر سلامت شما تاثیر بگذارد.»

Sleep deprivation can affect your health.

«محرومیت از نیازهای اساسی باعث رنج می‌شود.»

Deprivation of basic needs causes suffering.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lackکمبود

رایج. حالتی که چیزی به اندازه کافی وجود ندارد.

Common. The state of not having enough of something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000