derelict

der·e·lict/ˈdɛrəlɪkt/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more derelictsuperlative (عالی): most derelict

صفت — ویران

ویرانمتروک

در وضعیت بسیار بد و مخروبه به خاطر بی‌توجهی یا رها شدن.

In very poor condition due to neglect or abandonment.

«خانه متروکه توسط علف‌های هرز احاطه شده بود.»

The derelict house was surrounded by weeds.

«کارخانه‌های متروکه در منطقه قدیمی صنعتی رایج هستند.»

Derelict factories are common in the old industrial area.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abandonedمتروک

معنی مشابه؛ در زمینه ساختمان یا مکان قابل تعویض است.

Similar meaning; often interchangeable in contexts of buildings or places.

متضادها
2noun (اسم)formalplural (جمع): derelicts

اسم — بی‌خانمان

بی‌خانمانولگرد

فردی که خانه و شغل ندارد؛ ولگرد.

A person without a home or job; a vagrant.

«شهر پناهگاهی برای بی‌خانمان‌ها دارد.»

The city has shelters for derelicts.

«بعد از از دست دادن شغلش به صورت ولگرد زندگی می‌کرد.»

He lived as a derelict after losing his job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vagrantولگرد

اصطلاح رسمی برای فرد بی‌خانمان.

Formal term for a homeless person.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000