descends

de·scends/dɪˈsɛndz/
de-downscendto climb or go
verb (فعل)commonpast (گذشته): descendedpast participle (مفعولی): descended-ing (حال): descending3rd (سوم): descends

فعل — فرود آمدن

فرود آمدنپایین آمدن

پایین آمدن یا رفتن از جای بلند به جای پایین‌تر.

To go or come down from a higher place to a lower one.

«هواپیما به آرامی فرود می‌آید.»

The plane descends slowly.

«مه بر فراز دره پایین می‌آید.»

Fog descends over the valley.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000