desuetude

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

des·ue·tude/ˈdɛswɪˌtjuːd/
desuawayetudeuse
noun (اسم)formal

اسم — عدم استفاده

عدم استفادهبی‌استفاده بودناز رونق افتادگی

حالت بلااستفاده یا غیرفعال بودن.

A state of disuse or inactivity.

«قانون قدیمی از رونق افتاده است.»

The old law has fallen into desuetude.

«ساختمان سال‌ها بلااستفاده بوده است.»

The building has been in desuetude for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disuseعدم استفاده

رسمی. تقریباً مترادف برای استفاده نشدن.

Formal. Nearly synonymous for not being used anymore.

obsolescenceاز مد افتادگی

رسمی. برای قدیمی و استفاده نشده بودن است.

Formal. Applies to being outdated and unused.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000