destroying

de·stroy·ing/dɪˈstrɔɪɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): destroyedpast participle (مفعولی): destroyed-ing (حال): destroying3rd (سوم): destroys

فعل — خراب کردن

خراب کردننابود کردن

باعث خراب شدن یا نابودی چیزی شدن.

Causing the ruin or demolition of something.

«آن‌ها ساختمان قدیمی را خراب می‌کنند.»

They are destroying the old building.

«آلودگی محیط زیست را نابود می‌کند.»

Pollution is destroying the environment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruiningخراب کردن

رایج. معنای مشابه با تاکید روی آسیب یا از دست دادن.

Common. Similar meaning emphasizing damage or loss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000