ruining

ru·in·ing/ˈruː.ɪnɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): ruinedpast participle (مفعولی): ruined-ing (حال): ruining3rd (سوم): ruins

فعل — خراب کردن

خراب کردنویران کردن

باعث خراب شدن یا آسیب شدید به چیزی شدن

Causing destruction or severe damage to something

«آن‌ها ساختمان قدیمی را خراب می‌کنند.»

They are ruining the old building.

«تصمیمات بدش شغلش را خراب می‌کند.»

His bad decisions are ruining his career.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destroyingویران کردن

رایج. معنای مشابه دارد اما معمولاً به معنی تخریب کامل بیشتر است.

Common. Similar meaning, often stronger implications of complete damage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000