ruinate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ru·i·nate/ˈruː.ɪneɪt/
ruinto destroy or spoil-ateto cause or become
verb (فعل)formalpast (گذشته): ruinatedpast participle (مفعولی): ruinated-ing (حال): ruinating3rd (سوم): ruinates

فعل — ویران کردن

ویران کردنخراب کردن

باعث ویرانی یا تخریب شدن؛ شدیداً خراب یا بی‌ارزش کردن.

To cause ruin or destruction; to spoil or damage severely.

«هر سال سیل محصولات کشاورزی را ویران می‌کند.»

The flood ruins the crops every year.

«نگهداری ضعیف می‌تواند دستگاه‌ها را خراب کند.»

Poor maintenance can ruinate the machinery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destroyویران کردن

رایج. به معنی تخریب کامل است و در بعضی زمینه‌ها با ruinate هم‌معنی است.

Common. To cause complete damage, interchangeable with ruinate in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000