در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
وسیلهای که برای راهاندازی انفجار استفاده میشود.
A device used to trigger an explosion.
«معدنچیها از ادوات انفجار برای منفجر کردن سنگها استفاده کردند.»
“The miners used a detonator to explode the rocks.”
«محرک انفجار بمب توسط پلیس خنثی شد.»
“The bomb’s detonator was disabled by the police.”