diagram

di·a·gram/ˈdaɪəɡræm/
noun (اسم)commonplural (جمع): diagrams

اسم — نمودار

نمودارطرحشمای کلی

طرح یا نقاشی ساده شده که شکل، ساختار یا عملکرد چیزی را نشان می‌دهد.

A simplified drawing showing the appearance, structure, or workings of something.

«نمودار قطعات موتور را به وضوح نشان داد.»

The diagram explained the engine parts clearly.

«لطفاً یک نمودار در گزارش خود بگنجانید.»

Please include a diagram in your report.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chartنمودار

رایج. diagram بیشتر ساختار را نشان می‌دهد؛ chart به داده‌های تصویری اشاره دارد.

Common. Diagram generally shows structure or relationships; chart often refers to data visually presented.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000