dinged

/dɪŋd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dingedpast participle (مفعولی): dinged-ing (حال): dinging3rd (سوم): dings

فعل — ضربه خورد

ضربه خوردخش برداشته

گذشته فعل «تصدیق کردن داغی کوچک یا آسیب، اغلب روی سطح فلزی.

Past tense of 'ding'; to make a small dent or damage, often on a metal surface.

«ماشین در پارکینگ ضربه خورد.»

The car was dinged in the parking lot.

«او با کلیدهایش در را خش برداشته کرد.»

He dinged the door with his keys.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dentedفرورفته

رایج. به معنای فرورفتگی ناشی از ضربه است؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی.

Common. Specifically means a small hollow or depression caused by impact; often interchangeable contextually.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000