dingy

din·gy/ˈdɪndʒi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): dingiersuperlative (عالی): dingiest

صفت — کدر

کدرکثیف

کدر، کثیف یا بی‌روح در ظاهر، معمولاً به‌خاطر بی‌توجهی یا کهنگی.

Dark, dirty, or dull in appearance, often due to neglect or age.

«اتاق کدر و بوی کهنگی می‌داد.»

The room was dingy and smelled musty.

«او کت کدر و کثیفی پوشیده بود که نیاز به شستشو داشت.»

She wore a dingy coat that needed cleaning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grimyکثیف

غیررسمی. تاکید بر کثیفی زیاد، معمولاً شدت بیشتر از dingy دارد.

Informal. Emphasizes dirtiness, often more severe than dingy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000