dioramic

di·o·ram·ic/ˌdaɪəˈræmɪk/
dioramaa model representing a scene with three-dimensional figures-icrelating to / characteristic of
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more dioramicsuperlative (عالی): most dioramic

صفت — دیورامایی

دیوراماییسه‌بعدی کوچک

مربوط به دیوراما یا دارای ویژگی‌های آن؛ به صورت یک صحنه سه‌بعدی مینیاتوری ارائه شده.

Relating to or characteristic of a diorama; presented as a miniature three-dimensional scene.

«موزه یک نمایش دیورامایی از زندگی باستان ارائه می داد.»

The museum featured a dioramic display of ancient life.

«او یک نمایش دیورامایی از نبرد ساخت.»

He created a dioramic representation of the battle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
miniatureمینیاتوری

رایج. چیزی را توصیف می کند که بسیار کوچکتر از حد معمول است، که یکی از ویژگی های کلیدی دیوراما است. 'مدل مینیاتوری' درست است، اما 'dioramic' به طور خاص به یک صحنه اشاره دارد.

Common. Describes something much smaller than usual, which is a key characteristic of a diorama. 'A miniature model' works, but 'dioramic' specifically implies a scene.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000