در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به دیوراما یا دارای ویژگیهای آن؛ به صورت یک صحنه سهبعدی مینیاتوری ارائه شده.
Relating to or characteristic of a diorama; presented as a miniature three-dimensional scene.
«موزه یک نمایش دیورامایی از زندگی باستان ارائه می داد.»
“The museum featured a dioramic display of ancient life.”
«او یک نمایش دیورامایی از نبرد ساخت.»
“He created a dioramic representation of the battle.”
رایج. چیزی را توصیف می کند که بسیار کوچکتر از حد معمول است، که یکی از ویژگی های کلیدی دیوراما است. 'مدل مینیاتوری' درست است، اما 'dioramic' به طور خاص به یک صحنه اشاره دارد.
Common. Describes something much smaller than usual, which is a key characteristic of a diorama. 'A miniature model' works, but 'dioramic' specifically implies a scene.