dipper

dip·per/ˈdɪpər/
dipto put something into a liquid and quickly take it out-erdoer of an action / tool for an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): dippers

اسم — ملاقه

ملاقهسطل کوچک

یک ملاقه یا قاشق بزرگ برای انتقال مایعات.

A ladle or scoop for transferring liquids.

«او از یک ملاقه برای برداشتن آب از چاه استفاده کرد.»

She used a dipper to get water from the well.

«او شیر را مستقیماً از سطل کوچک نوشید.»

He drank milk directly from the dipper.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ladleملاقه

روزمره. قاشقی دسته‌بلند با کاسه‌ای عمیق که برای سرو سوپ یا خورشت استفاده می‌شود. 'Dipper' و 'ladle' اغلب برای ظروف آشپزخانه قابل تعویض هستند. 'Dipper' همچنین می‌تواند به اقلام کوچک‌تر مانند پیمانه اشاره کند.

Everyday. A long-handled spoon with a deep bowl, used for serving soup or stew. 'Dipper' and 'ladle' are often interchangeable for kitchen utensils. 'Dipper' can also refer to smaller scoop-like items.

scoopپیمانه

روزمره. ابزاری با کاسه‌ای عمیق و دسته که برای برداشتن مقادیر کمی از غذا (مانند بستنی) یا مایعات استفاده می‌شود. 'Scoop' گسترده‌تر است و می‌تواند به مواد خشک نیز اشاره کند. زمانی که به اندازه‌گیری یا سرو بخش‌های کوچک به طور کلی اشاره می‌کنید، از 'scoop' استفاده کنید.

Everyday. A utensil with a deep bowl and a handle, used for taking out small quantities of food (like ice cream) or liquids. 'Scoop' is broader and can refer to dry goods as well. Use 'scoop' when referring to general measuring or serving small portions.

2noun (اسم)commonplural (جمع): dippers

اسم — غواصک (پرنده)

غواصک (پرنده)

یک پرنده کوچک غواص که در رودخانه‌های تندرو، به ویژه در مناطق معتدل، یافت می‌شود.

A small diving bird found in swift-flowing rivers, especially in temperate regions.

«ما یک دیپر دیدیم که در کنار رودخانه سرش را بالا و پایین می‌کرد.»

We saw a dipper bobbing its head by the river.

«دیپر به دلیل توانایی خود در راه رفتن زیر آب شناخته شده است.»

The dipper is known for its ability to walk underwater.

3noun (اسم)commonplural (جمع): dippers

اسم — ملاقه (ستاره شناسی)

ملاقه (ستاره شناسی)دب اکبردب اصغر

(اخترشناسی) هر یک از دو صورت فلکی کوچک در آسمان شمالی، دب اکبر یا دب اصغر.

(Astronomy) Either of two asterisms in the northern sky, the Big Dipper or the Little Dipper.

«امشب می‌توانستیم دب اکبر را به وضوح ببینیم.»

We could see the Big Dipper clearly tonight.

«دب اصغر شامل ستاره قطبی، ستاره شمالی است.»

The Little Dipper contains Polaris, the North Star.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000