direct involvement

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·rect in·volve·ment/dɪˈrɛkt ɪnˈvɑlvmənt/
phrase (عبارت)common

عبارت — دخالت مستقیم

دخالت مستقیممشارکت مستقیم

مشارکت شخصی و بی‌واسطه در یک فعالیت، رویداد یا موقعیت.

Personal participation in an activity, event, or situation.

«او دست داشتن مستقیم در تقلب را انکار کرد.»

She denied direct involvement in the fraud.

«مشارکت مستقیم او پروژه را سریع‌تر کرد.»

His direct involvement made the project faster.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000