dishonor

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·hon·or/dɪsˈɒn.ər/
dis-negation / opposite ofhonorhigh respect or esteem
1verb (فعل)formalpast (گذشته): dishonoredpast participle (مفعولی): dishonored-ing (حال): dishonoring3rd (سوم): dishonors

فعل — بی‌احترام کردن

بی‌احترام کردنبدنام کردن

باعث بی‌احترامی یا بدنامی کسی یا چیزی شدن

To cause someone or something to lose respect or good reputation

«سرباز به‌خاطر رفتارهایش بی‌احترامی شد.»

The soldier was dishonored for his actions.

«او با دروغ گفتن به خانواده‌اش بی‌احترامی کرد.»

He dishonored his family by lying.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shameشرمنده کردن

رایج. وقتی تمرکز روی شرمساری باشد جایگزین خوبی است، مثلاً «او خانواده‌اش را شرمنده کرد» اما همواره در موقعیت‌های رسمی مناسب نیست.

Common. Can replace 'dishonor' when emphasizing causing embarrassment or guilt — e.g., 'He shamed his family' works, but not always for formal contexts.

disgraceرسوا کردن

رسمی/رایج. معمولاً در زمینه‌های جدی که باعث از دست دادن احترام است جایگزین خوبی است، مثل «رسوایی آن سیاستمدار را بدنام کرد».

Formal/common. Often interchangeable with 'dishonor' in serious contexts involving loss of respect — 'The scandal disgraced the politician' works well.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — بی‌احترامی

بی‌احترامیرسواییبدنامی

از دست دادن احترام یا شرمساری، یا وضعیتی که باعث آن می‌شود

Loss of respect, shame, or a situation causing such loss

«رسوایی برای خانواده بی‌احترامی به بار آورد.»

The scandal brought dishonor to the family.

«او از بدنام شدن به دلیل شکست می‌ترسید.»

He feared the dishonor of failure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shameشرم

رایج. به حالت یا احساس شرمساری و بی‌احترامی اشاره دارد. گاهی در مورد رسوایی شخصی یا اجتماعی جایگزین خوبی است.

Common. Refers to the feeling or state of embarrassment and dishonor. Sometimes interchangeable with 'dishonor' when talking about personal or social disgrace.

disgraceرسوایی

رسمی/رایج. مشابه dishonor به کار می‌رود اما اغلب برای از دست دادن شهرت جدی‌تر یا شرمساری استفاده می‌شود.

Formal/common. Used similarly to 'dishonor' but often for very serious loss of reputation or shame.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000