dishy

dish·y/ˈdɪʃi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): dishiersuperlative (عالی): dishiest

صفت — جذاب

جذابخوش‌تیپ

عامیانه برای توصیف کسی که جذاب یا سکسی است.

Informal slang meaning attractive or sexy.

«او در مهمانی خیلی جذاب به نظر می‌رسید.»

She looked very dishy at the party.

«او یک بازیگر جذاب است که همه تحسینش می‌کنند.»

He's a dishy actor everyone admires.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attractiveجذاب

رایج. کلمه استاندارد برای ظاهر خوشایند، کمتر عامیانه از 'dishy'.

Common. Standard word for pleasant appearance, less informal than 'dishy'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000