dolling

dol·ling/ˈdɒlɪŋ/
dollsmall figure representing a person-ingaction or process
noun (اسم)informal

اسم — آرایش کردن

آرایش کردنزیباسازی

عمل لباس پوشیدن یا زیباتر کردن خود، به ویژه در ظاهر فردی.

The act of dressing up or beautifying, especially applied to oneself.

«او یک ساعت قبل از مهمانی مشغول آرایش بود.»

She spent an hour dolling before the party.

«زیباسازی می‌تواند در موقعیت‌های اجتماعی اعتماد به نفس ایجاد کند.»

Dolling can boost confidence in social situations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
groomingآرایش

رایج. معنای مشابه ولی گسترده‌تر شامل مو و بهداشت است.

Common. Similar meaning but broader including hair and hygiene.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000