dorsalis

dor·sa·lis/dɔːrˈseɪlɪs/
adjective (صفت)technical

صفت — پشتی

پشتیدورسال

مربوط به بخش پشتی یا دورسال، به‌ویژه در اصطلاحات آناتومی.

Pertaining to the back or dorsal part, especially in anatomical terms.

«شریان دورسالیس پدیس خون را به پا می‌رساند.»

The arteria dorsalis pedis supplies blood to the foot.

«عضلات دورسالیس در طول پشت قرار دارند.»

Dorsalis muscles are found along the back.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dorsalپشتی

اصطلاح فنی که معمولاً به صورت قابل جایگزین استفاده می‌شود.

Technical synonym commonly used interchangeably.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000