downgrade

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

down·grade/ˈdaʊnˌɡreɪd/
down-lowergraderank or level
1verb (فعل)commonpast (گذشته): downgradedpast participle (مفعولی): downgraded-ing (حال): downgrading3rd (سوم): downgrades

فعل — تنزل دادن

تنزل دادنکاهش رتبه دادن

کاهش دادن رتبه، وضعیت یا کیفیت چیزی یا کسی.

To reduce the status, rank, or quality of something or someone.

«آنها تصمیم گرفتند نسخه نرم‌افزار را تنزل بدهند.»

They decided to downgrade the software version.

«پس از حادثه رتبه او کاهش یافت.»

She was downgraded after the incident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
demoteتنزل دادن

متداول. معمولاً برای افراد در محل کار به کار می‌رود، می‌تواند جایگزین downgrade در این زمینه باشد.

Common. Usually for people in jobs, can replace downgrade in those contexts.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): downgrades

اسم — تنزل

تنزلکاهش رتبه

کاهش رتبه، وضعیت یا کیفیت.

A reduction in rank, status, or quality.

«شرکت کاهش کیفیت محصول را اعلام کرد.»

The company announced a downgrade in product quality.

«کاهش رتبه در موقعیت شغلی او رخ داد.»

There was a downgrade in his job position.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000